من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
خش خش خشمهايم را و عادت کرده ام تنها توی کافه ای بنشینم خیلی سخته منطقی باشی وقتی احساست داره خفت میکنه.....!!!! فـــــاسد بـــودن فقط به تـــــن فـــــروشی نیستــ . . خیلی سخته بـﮧ یـآدگـآر سـآعـتـﮯ بَـر دسـﭞ اﭞ بـسـتـﮧ امـ . . . اگرزبان روزگار را میدانی به او بگو بعد از مـرگـم . . . خیالی نیست می خندم...!
ترديد تردم را
ميسپارم به باران
به پاييز
به ساعتهای خاموش گامهايم
به تصويری بی باك
از برگی زرد
بر شانه های شوم مرگ
كجاست تبسم من ؟
یافتمش
بر دشنه شحنه های شرم
آری این منم که زین پس مي آلايم
از پشت پنجره آدم ها را ببینم
قهوه ای تلخ بنوشم و تا خانه با نبودنت پیاده راه بروم...
گاهی وقت ها به فـــــروختن خـــــاطرات قدیمی ،
به بهـــــای ورود یکــ تــــازه وارد استـ...
عاشق کسی باشی که حتی روحشم خبرنداشته باشه....!!!
اما خیلی شیرینه که..
یواشکی...
عاشقانه....
نگاهش کنی و توی دلت بگی:
" آخه لامصب خیلی دوستت دارم...!!! "
ڪـﮧ یـادﭞ نـرود !
چـقـدر زمـآن بـآیـد بـگـذرد . .،
تـآ یـڪـﮯ مـثـلِ مـن . . .
دوبـآره عـآشـقِ یـڪـﮯ مـثـلِ تـو شـود
من ترک تحصیل کرده ام دیگرامتحان نگیر...
قـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنید
من و دلـــم هیچ گاه
آبـمـان توی یک جـوی نرفت....
اگر من با خیال تو زنده ام
و تو بی خیال من !!!
خیالی نیست
اگر من ثانیه به ثانیه از تو می نویسم
و تو نمی خوانی!!!
خیالی نیست
اگر من با مرور خاطراتت آتش می گیرم
و بی توجهی تو ، هیزم بر آتشم می ریزد!!!
خیالی نیست
اگر من بی تو شاعر شده ام
و تو تنها بهانه ی شعرها یم!!!
خیالی نیست
اگر عین خیالت نیست،یادت نیست که نیستم
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم...
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
سرد سرد...
شاید مرده ام کسی چه میداند...
| MisS-A |